|
وبلاگ شخصي نيکنام عربشاهي |
آیا پیامبر(ص) بیسواد بود و خواندن و نوشتن بلد نبود؟!
جواب: خیر «اميّ» به فردي گفته مي شود كه نزد هيچ يك از افراد بشر، درس نخوانده باشد؛ از اين رو اميّ به معني مطلقِ بي سواد نيست؛ بلكه كسي است كه در مدرسه يا نزد معلم صاحب سواد نشده است و چون در عرف معمولاً بين مدرسه نرفتن و نزد افراد بشر درس نخواندن با بي سوادي، ملازمه احساس مي كنند اميّ را به بي سواد معنا مي كنند. سواد، انطباق كلمات بر معاني است و به حتم، فردي كه در سلسله سبب آفرينش كلمات، معاني، آسمان ها و زمين باشد و خود نخستين آفريده باشد، انطباق كلمات بر معاني را درك مي كند. از طرفي عدم توانائي رسول اكرم (ص) در خواندن و نوشتن، نقص به شمار مي آيد و از وجود او كه كامل ترين بشر، بلكه والاترين انبياست، به دور است. از اين رو اميّ بودن پيامبر اكرم(ص) بدين معناست كه او از افراد بشر، خواندن و نوشتن را فرا نگرفته و تنها به فضل پروردگار توسط معلم الهي، به خواندن و نوشتن توانا شده است. علت امي بودن پيامبر و اينكه پيش معلم بشري درس نخوانده است؟! طبق اطلاعات تورات، پيامبر آخرالزّمان پيش كسي درس نخوانده است. يهوديان در جنگ رواني بر ضد رسول خدا (ص)، قصد داشتند كه اين مسأله را شايع كنند كه او، قرآن را از روي تورات نوشته است؛ اما چنانچه آنان اين سخن را بيان مي داشتند، مردم مسأله بي سوادي پيامبر را مطرح مي كردند؛ و از آنجا كه يهوديان براي آنها پاسخي نداشتند، مجبور بودند كه بگويند آن كار را خدا به او ياد داده است؛ و چنانچه چنين مي گفتند، پاسخ مردم اين بود كه خدا به او خواندن و نوشتن را ياد داده، پس او پيامبر خداست! خداي متعال در قرآن اين مسأله را چنين بيان مي دارد: و ما كُنتَ تَتلُوا مِن قَبلِهِ مِن كِتابٍ وَ لا تَخُطُّهُ بِيَمينِكَ اِذاً لَارتابَ المُبطِلُونَ بَل هُوَ آياتٌ بَيِّناتٌ في صُدُورِ الَّذينَ اُوتُوا العِلمَ [عنكبوت/48،49] «و تو هيچ كتابي را پيش از اين نمي خواندي و با دست خود[كتابي] نمي نوشتي، مبادا كساني كه در صدد [تكذيب و] ابطال سخنان تو مي باشند، شك و ترديد كنند. ولي اين آيه هاي روشن در سينه هاي كساني است كه علم[الهي] يافته اند.» بنابراين اشتباه بودن آنچه كه در قضيه صلح حديبيه نقل كرده اند روشن مي گردد. در صلح حديبيه،- سال هفتم هجري- گفته شده كه «سهيل بن عمر» به نوشتن كلمه «رسول الله» پس از «محمد» اعتراض كرد و گفت: اگر ما قبول داشتيم كه تو فرستاده خدا هستي كسي با تو اختلافي نداشت؛ رسول عظيم الشأن (ص) به اميرمؤمنان (ع) فرمود: دست راست مرا بر روي نام خودم بگذار بگذار تا اسم خود را محو كنم. اين مسأله پذيرفتني نيست و نمي تواند صحيح باشد؛ چون به فرض اينكه ايشان خواندن و نوشتن را نداند، در طي سال هاي عمر خود، بارها نام او را در مقابلش نوشته اند و قطعاً مي توانسته نام خود را در ميان ديگر نام ها تشخيص دهد. ثانياً در بعضي از كتب تاريخ و حديث آمده كه در صلح حديبيه پيامبر خودش صلح نامه را نوشت، پس چگونه ممكن است نام خود را نشناسد و از علي(ع) كمك بگيرد؟! در مسند احمد آمده است: « پيامبر شخصاً قلم به دست گرفت و صلحنامه را نوشت.» [مسند احمد/ج4/ص298] و ثالثاً اين مسأله، با معلم الهي داشتن آن حضرت سازگار نيست كه علي(ع) در خطبه قاصعه به آن اشاره كرده است. رابعاً: چه مانعي دارد كه پيامبر به تعليم الهي، خواندن و نوشتن را بداند، بي آنكه نزد انساني فرا گرفته باشد، زيرا خواندن و نوشتن از كمالات انساني و مكمل مقام نبوت است، و در رواياتي از ائمه معصومين(ع) نقل شده است كه : «پيامبر (ص) هم توانائي خواندن و هم توانائي نوشتن را داشت.» عن جعفر بن محمد الصوفي، قال سألت أبا جعفر محمد بن علي الرضا (ع)، فقلت: يا بن رسول الله، لم سمي النبي (ص) الأمي؟ فقال: «ما يقول الناس؟» قلت: يزعمون أنه إنما سمي الأمي لأنه لم يحسن أن يكتب. فقال (ع): «كذبوا عليهم لعنة الله، أنى ذلك و الله يقول في محكم كتابه: هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ فكيف كان يعلمهم ما لم يحسن؟ و الله لقد كان رسول الله (ص) يقرأ و يكتب باثنين- أو قال بثلاثة- و سبعين لسانا، و إنّما سمّي الأمّي لأنّه كان من أهل مكّة، و مكّة من أمّهات القري، و ذلك قول الله عزّ و جلّ: لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى وَ مَنْ حَوْلَها. [علل الشرايع/ ج1/ ص 428، تفسير برهان/ج4/ ص332] «حعفر بن محمد صوفي نقل كرده كه از امام جواد(ع) سؤال كردم: اي فرزند رسول خدا، چرا پيامبر به «امّي» موسوم شده اند؟ فرمود: مردم در اين باره چه مي گويند؟ عرض كردم: گمان مي كنند: پيامبر اسلام را بدين جهت امي مي گويند كه نمي توانستند بنويسند. فرمود: لعنت خدا بر آنان باد! دروغ مي گويند. اين سخن چگونه مي تواند صحيح باشد در حالي كه خداوند در كتاب محكم خودش مي فرمايد: يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ. «پيامبر اسلام (ص) آيات خدا را بر آن مردم مي خواند و آنان را تزكيه و پاك مي نمود و كتاب و حكمت را به آنان تعليم مي داد.» پس چگونه تعليم دهد چيزى را كه نداند!؟. به خدا سوگند رسول خدا(ص) به هفتاد و دو زبان مي خواند و مي نوشت. - يا فرمود: به هفتاد و سه زبان مي خواند و مي نوشت.- علت اينكه به پيامبر امي مي گفتند: و اما اينكه به آن حضرت امّي مي گفتند، به خاطر اين بود كه از اهل مكه بود و مكه از امهات و مهم ترين شهرها بود و همين مراد حق عزّ و جل است كه مي فرمايد: لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى وَ مَنْ حَوْلَها. و براي اينكه اهل مكه و حوالي و اطراف آن را انذار كند.» خامساً اگر پيامبر اعظم اسلام نمي توانست بخواند و بنويسد اين خود يك نقصي براي پيغمبري آن حضرت مي بود. در صورتي كه آن بزرگوار كوچكترين نقصي را نداشت لذا معناي قول امام جواد (ع) كه مي فرمايد: «يقرء و يكتب» اين است كه آن حضرت مي توانست: بخواند و بنويسد، ولي مخصوصاً نمي خواند و نمي نوشت، تا بر دشمنان قرآن ثابت شود: قرآن از طرف خدا بر آن حضرت وحي و نازل مي شود، نه اينكه آن بزرگوار قرآن را از كسي ياد بگيرد و يا اينكه آن را بدست خود بنويسد. چنانكه در آيه ي 48 سوره عنكبوت مي فرمايد: وَ ما كُنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتابٍ وَ لا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ إِذاً لَارْتابَ-الْمُبْطِلُونَ. [عنكبوت/48] منبع: تاریخ صحیح اسلام /محمد نیکنام عربشاهی/ج۱/ ص۲۴۲- ۲۴۵ [ شنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۰ ] [ 22:47 ] [ نیکنام عربشاهی ]
[ ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |