|
وبلاگ شخصي نيکنام عربشاهي |
آغاز بعثت ... 27 رجب در حالی که محمد(ص) عالی ترین مراحل کمال انسانی و عقلانی را در چهل سالگی پشت سر گذاشت، در نیمه شبی آرام که آرامشی روحانی وجودش را فراگرفته بود و جهان طبیعت نیز همراه او دست نیاز به سوی خالق یکتا گشوده بود صحیفه ای نورانی در مقابل روح پاک و چشمان جستجوگرش گشوده شد؛ فرمان رسالت بود که از سوی حضرت احدیّت صادر شده بود. و با امر به «خواندن» به او ابلاغ می شد. بخوان! بخوان بنام پروردگارت! بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ* اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الْأَكْرَمُ الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْبخوان به نام پروردگارت كه جهان را آفريد .... بدین ترتیب ماهیت بعثت، هدایت و دعوت جدید بر پایه ی معنویت انسان و علم آشکار شد. محمد(ص) در حالی که با نگاهش جبرئیل را تعقیب می کرد و پیام آسمانی وحی را ـ ای محمّد تو پیامبر خدایی و من فرشتۀ وحی خداوندم ـ در دل و جانش طنین می افکند از غار حرا بیرون آمد. بدینسان بود که رسالت پیامبر شروع شد. نور الهی آن چنان در وجودش تجلی یافته بود که عاشقانه در این راه گام گذارد، با آنکه می دانست راه سختی در پیش دارد. مرحله دعوت فردی و خصوصیدر این مرحله پیامبر گرامى اسلام ناچار بود دعوت خود را در خفا و سرى انجام دهد، و این کار نه از روى ترس از دشمنان و خوف از جان خود بود بلکه روى الهام الهى و از آنجا که رسول خدا (ص) می خواست در شیوة دعوت و قیام و نهضت خود، گذشته از اتکال و اعتماد بر امدادهاى غیبى و کمک هاى الهى از وسائل طبیعى و جریانات عادى نیز بهره گیرد، و بیهوده خود و یاران اندک و انگشت شمار خود را که بدو ایمان آورده بودند در معرض خطر قرار ندهد، و براى آئین جهانى خود زمینهاى از نظر عِدّه و عُدّه و بلکه از نظر آمادگى روحى خود آن حضرت و یارانش زمینه را فراهم سازد، و در فرصت مناسب دعوت خود را علنى و آشکار سازد... مشهور آن است که این مرحله سه سال طول کشید. دعوت پیامبر در سه سال اول فردی بود نه سری؛ چون در اول بعثت مأمور به دعوت همة مردم نبود بلکه به صورت داوطلبانه و موردی و بدون جلب توجه دیگران، افرادی را دعوت می کرد و کسانی هم دعوت او را پذیرفته و آزادانه مسلمان می شدند و این مطلب از قضیه ای که طبری و دیگر مورخان در تاریخ خود آورده اند، استفاده می شود چون در آن مدت پیامبر با علی(ع) و خدیجه نماز را در کنار کعبه به جماعت می خواندند و کسی متعرض آنها نمی شد. پس از نزول وحی بر وی، علی(ع) و خدیجه اولین کسانی بودند که به پیامبر ایمان آوردند، و روز پس از نزول وحی با پیامبر(ص) نماز جماعت گزاردند. و تا چندین سال جز این سه نفر، کسی به اسلام نگرویده بود. طبری و مورخان دیگر از «عفیف کندی» روایت کرده اند: در عصر جاهلیت به مکّه رفتم و مهمان عباس بن عبدالمطلب بودم. روزی خورشید که بر فراز آسمان شد، به کعبه نظر افکنده بودم. جوانی را دیدم آمد و به آسمان نظر افکند. سپس رو به کعبه ایستاد. و چیزی نگذشت که جوان خرد سالی را دیدم آمد و سمت راست او ایستاد. و چیزی نگذشت که زنی آمد و پست سر آنها ایستاد. آنگاه آن مرد جوان به رکوع رفت. آن جوان خرد سال و آن زن نیز رکوع رفتند. آن مرد جوان ایستاد. آن جوان خرد سال و آن زن نیز چنان کردند. آن مرد جوان به سجده رفت. آن دو نیز چنان کردند. گفتم: ای عباس! امری است عظیم! عباس نیز گفت: امری است عظیم! آیا می دانی این مرد جوان کیست؟ گفتم: نمی دانم! گفت: این پسر برادرم محمد بن عبدالله بن عبدالمطلب است! باز گفت: می دانی این که با اوست کیست؟ گفتم: نمی دانم! گفت: این برادرزاده ام علی بن ابی طالب بن عبدالمطلب است! این برادرزاده ام به من گفت: پروردگار من، پروردگار آسمان و زمین، آنها را به آنچه بر آن هستند امر فرموده! به خدا سوگند، من کسی را روی زمین بر این دین، جز این سه نفر نمی شناسم. [تاریخ طبری/ج3/ص1161] [تاريخ صحيح اسلام/ محمد نيكنام عربشاهي/ ج2/ ص9- 11] [ جمعه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۰ ] [ 14:10 ] [ نیکنام عربشاهی ]
[ ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |